منهاج سراج

122

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

چون بدار الخلافت آمد [ ( 1 ) ] بعضى از تركان متعدى [ ( 2 ) ] را بقتل رسانيد ، و بعضى متفرق شدند ، و ابن مقله را بزندقه نسبت كرد ، و دست راست او را از بازو قطع كرد ، و هيچ وزير در دنيا خوب خط تر از ابن مقله نبود ، و ازين عهد باز كار خلافت ضعف پذيرفت . مدت خلافت او شش سال و ده [ ( 3 ) ] ماه و ده روز بود ، وفات او به واسط بود . و اللّه اعلم و احكم . المتقى باللَّه ابو اسحاق ابراهيم بن المقتدر ، مادر او روميه بود حلوت [ ( 4 ) ] نام . بيعت او روز چهارشنبه بيستم ماه ربيع الاول سنه تسع و عشرين و ثلث مائه بود ، چون او را بيعت كردند به نزديك عم خود آمد القاهر باللّه ، و او را ميل كشيده بودند و گفت : مرا بر خلافت جبر ميكنند ، من بى رضاء تو قبول نكنم ، عم او از وى راضى شد و گفت : برادر تست ، الراضى بر من ظلم كرد ، اما من از تو برين لطف راضى شدم و خود را خلع كردم ، و خلافت به تو تسليم كردم ، پس هزار دينار سرخ از دفاين خود المتقى باللّه را داد ، و در عهد متقى ما كان را ، كردان [ ( 5 ) ] در صحرا بكشتند و تركان و لشكر بغداد بر تركى جمع شدند ، كه نام او تورون بود ، و او را بر لشكر امير كردند ، و متقى بر تركان نا اعتماد شد . و نصر احمد سامانى در ولايت او در شعبان سنه تسع و عشرين [ ( 6 ) ] و ثلث مائه برحمت حق پيوست ، و از دار الخلافة نوح احمد را لواء و عهد عجم فرستادند ، و متقى فرصت طلبيد و بموصل رفت و تورون بواسط بود ، تورون بموصل آمد ، و ميان متقى و تورون به آخر صلح شد كه سر لشكر تورون باشد . چون متقى به لشكر گاه تورون رسيد ، تورون پيش او پياده شد . چون متقى به سرا پردهء او رسيد ، متقى را بگرفت ، و ميل كشيد ، و اين حادثه روز شنبه نوزدهم ماه صفر سنه ثلاث و ثلثين و ثلث مائه بود ، و روايت سلامى [ ( 7 ) ] صفر سنه اربع . و مدت خلافت او سه سال و يازده ماه بود ، و وفات او بعد آن در شعبان سنه سبع و خمسين و ثلثمائه بود و اللّه اعلم .

--> [ ( 1 ) ] اصل : به حكم خون بدار الخلافت آمدند [ ( 2 ) ] در متن اصل بر كلمه متعدى خط گرفته شده و بالاى آن مقتدر نوشته‌اند كه شايد مقتدرى باشد . در ، پ : معتدى . [ ( 3 ) ] اصل : دو ماه ، الكامل : ده ماه . [ ( 4 ) ] اصل : حلوت . پ : خلوت مجمل و سيوطى : خلوب . [ ( 5 ) ] الكامل : كراديس [ ( 6 ) ] الكامل و غيره : رجب 331 ه . [ ( 7 ) ] ر : 5 .